خوئيني ها موقعیت سیاسی
سياسي به مرحله دو در را دهه 60 در خود سياسي سياخوئينيها
بود آورده دست
دوم و شاه رژيم با مبارز روحاني يك عنوان به سوابقش اول
در سياسي راديكال يك عنوان به سياسياش شخصيت در تحول
اسلامي جمهوري
خط دانشجويانپيرو همبستگي و تعلق همواره خوئينيها
اعتماد مورد كادرهاي به زودي به كه را امام
در ميكرد احساس خود سر پشت شدند تبديل جمهورياسلامي
را او كوشيدند آمريكا دولت به وابسته رسانههاي كه حالي
به كه شد پخش شايعهاي حتي و كنند متهم بودن كمونيست به
(خوئينيها موسوي آقاي لقب) سرخ روحاني آن موجب
است شوروي جماهير اتحاد تحصيلكرده
نشاندهنده گفت آبان1380 پنجم در خوئينيها آنچه
دوم خوئينيهاي يك با اينك اوست در تحول
ميتواند هم سكوتش كه راديكالي روحاني هستيم روبهرو
باشد داشته ژرف انتقادي از حكايت هم و باشد آرامش نشانه
است كرده دشوار را او از رمزگشايي قدرت از پرهيز و سكوت
سكوت؟ از خروج.1
از خوئينيها موسوي محمد سيد ماه آبان پنجم شنبه صبح
انجمن مركزي شوراي اعضاي با ديدار در او.درآمد سكوت
تفريط و افراط سال از 40 تهران دانشگاه دانشجويان اسلامي
در بار نخستين براي و گفت سخن ايران اخير سياسي تاريخ در
حوزه وارد فكرياش تحولات از بخشي داد اجازه اخير دهه
عليه سياسي مبارزات به اشاره با خوئينيها.شود عمومي
بود حاكم همچنان تفكر اين شاه زمان در":گفت گذشته رژيم
شاه به كه چيزي آن..كرد پيشرفت ميتوان دين نفي با كه
بعد...سياست از دين جدايي نه بود ، دين نفي همين زد ضربه
دين در را چيز همه كه داشتند اصرار عدهاي هم انقلاب از
را اسلامي رياضيات و اسلامي فيزيك بحث حتي كنند پيدا
در تفكر اين البته و ميكردند مطرح اوايل آن در گاهي
افراط دام به و شد حاكم ما مديريتي قسمتهاي بعضي
در دين حضور محدوده بايد":افزود خوئينيها ".افتاديم
ضمن بايد ما...كنيم مشخص را اجتماعي و سياسي عرصههاي
وارد را دين ميكنيم ، حفظ را دين حريم اينكه
نيست دين در پاسخي عرصهها ، آن در كه عرصههايينكنيم
به را موارد آن دين خود بلكه نميشود ، تلقي دين نقص اين
اين در خوئينيها آقاي آنچه البته ".است سپرده عقل
دوره در او درس مضمون پيش سالها آورد ، زبان به ديدار
محسوب تهران مدرس تربيت دانشگاه در سياسي علوم دكتراي
به نسبت حتي كه نوگرايانه ، فكري مضامين اين اما ميشود ،
محسوب بديع رسمي گفتمان چارچوب در و خوئينيها گذشته
خوئينيها شايد.نكرد عبور دانشگاه درهاي از ميشود ،
نيز را او محافظهكار جناح در مخالفانش كه بود آن نگران
از برخي سخنان اين انتشار از پس كه چنان بخوانند سكولار
.پرداختند او اظهارات تقبيح به مقابل جناح روزنامههاي
محدود چند هر گفتارهاي دليل اين به محافظهكاران
حزب معنوي پدر را او كه ميكنند تعقيب را خوئينيها
دولت و پارلمان اكثريت حاضر حال در كه ميدانند مشاركت
به را خوئينيها فكري مواضع درواقع.دارد اختيار در را
حزب اين سياسي ايدئولوژي كلي خطوط گوياي ميتوان نوعي
.دانست
برابر در حتي خوئينيها سكوت ميرسد نظر به اين وجود با
به او اخير دهه يك در.يابد ادامه محافظهكاران انتقاد
نوعي به كه گاه آن حتي و گرفته كناره قدرت از آرامي
تنها ، اكنون هم او.است كرده پرهيز آن از شده فراخوانده
و سران دربرگيرنده شورايي) نظام مصلحت تشخيص مجمع عضو
حالي در است (اسلامي جمهوري در سياسي جناحهاي نمايندگان
اول طراز شخصيتهاي از يكي رده در او دهه 60 ، در كه
دهه 60 در خود سياسي موقعيت خوئينيها.است بوده حكومت
عنوان به سوابقش اول.بود آورده دست به مرحله دو در را
شخصيت در تحول دوم و شاه رژيم با مبارز روحاني يك
.اسلامي جمهوري در سياسي راديكال يك عنوان به سياسياش
سياسي زنداني.2
زادگاهش از كه بود ساله بيست سال 1340 ، در خوئينيها
محقق آيتالله.شد ديني علوم طلبه و رفت قم به قزوين
آيتالله و منتظري آيتالله اراكي ، آيتالله داماد ،
سال در اين وجود با بودند اساتيدش مشهورترين از سلطاني
يعني برجستهتري استاد درس در تا رفت نجف به او 1345
اسلامي انقلاب كبير رهبر شود ، حاضر خميني امام حضرت
و ميبرد سر به عراق در و تبعيد در هنگام آن در ايران
حاضر ايشان درس در نتوانست سال يك از بيش نيز خوئينيها
بخش.بازگشت قم به و اخراج عراق از سال 1346 در.شود
عنوان به مقطع اين در او ضدرژيم فعاليتهاي از عمدهاي
نام به ساواك اسناد در تهران مساجد در سياسي خطيبي
سالها از پس ساواك سال 1355 دراست شده ثبت "موسوي"
بيستم در.ميكند بازداشت را خوئينيها او ، فعاليت رصد
محمد سيد غيرنظامي ، " از بازجويي ماه 1356 ارديبهشت
در خوئينيها.ميشود آغاز "حسين سيد فرزند خوئينيها ،
امام پيرامون كه مبارزي روحانيان شبكه ميكوشد بازجويي
كه كند معرفي گونهاي به را بودند گرفته قرار خمينيره
جمله از.نپندارد خطر را آن پهلوي رژيم امنيت سازمان
بهشتي محمد سيد":مينويسد بهشتي و مطهري شهيدان درباره
معاشرتي نزديك از را نفر دو اين كه ميشناسم را مطهري و
سيري نظير مطهري آقاي نوشتههاي از ولكن ندارم آنها با
آقاي و ايشان ديگر نوشتههاي از بعضي و نهجالبلاغه در
افكار هيچگونه قرآن ديدگاه از خدا نظير محمدبهشتي سيد
آقاي و روشنفكر دانشمند دو بلكه نميشود ديده انقلابي
كه ميكنم فكر لكن و دارد روشنفكري عنوان بيشتر بهشتي
اين و نكنند تصريح كه چند هر باشند مبارزه مخالف حتي
كتاب از خصوص به ميشود روشن آنها نوشتههاي از مطلب
انقلابيون نظريه برخلاف تاريخ فلسفه ديدگاه از مهدي قيام
مورد نقطهنظرهاي از و پذيرفته را رفورميستي اصلاحات
اين از ديگري مطالب و ميداند ماركسيسم و اسلام اختلاف
از البته كه ايشان دوستان از مفتح محمد همچنين و قبيل
پيش خطمشي داراي گفت نميتوان عملي روش نيز و فكري نظر
تحت صددرصد يا و بيشتر بلكه باشد كردهاي تعيين خود
آقاي به نسبت و است بهشتي حدودي تا و مطهري افكار تاثير
براي شايد تفكر نظر از آنها وضع كه منتظري و طالقاني
آقاي درباره خوئينيها "باشد روشن من از بيش سازمان
از كه شناختي به توجه با":مينويسد نيز رفسنجاني هاشمي
از و دانستم بودم كه قم در سطحي طور به قبلا ايشان
چون ايشان كه ميكردم فكر لكن و رفته هم زندان اينكه
آقاي به علاقهمندي فقط گذشتهاش از است شده ثروتمند
ارائه با است كوشيده خوئينيها آقاي گرچه "دارد خميني
كه افرادي اما كند گمراه را ساواك ناكافي و مبهم اطلاعات
طالقاني ، آقايان) است برده نام آنان از بازجويي اين در او
حضرت نيز و (هاشمي و مفتح بهشتي ، مطهري ، منتظري ،
تاسيس را حركتي و 50 دهههاي 40 در خامنهاي آيتالله
با همزمان و شد معروف مبارز روحانيت نهضت به كه كردند
دست نيز اجتماعي و سياسي قدرت به اسلامي انقلاب پيروزي
سوي از نهضت اين مركزيت عضو عنوان به كه خوئينيها.يافت
بود شده محكوم"يك جناييدرجه سالحبس به15 شاه رژيم
|
|
|
درسفارت خوئينيها موسوي دست به آمريكا شده تسخير امام خط پيرو دانشجويان |
از بخشي.گرفت قرار توجه مورد اسلامي انقلاب پيروزي با
به حضرتامام توجه حقيقتمديون در رشدسياسيخوئينيها
از پيش سالهاي به امام با خوئينيها رابطه.بود او
آمده ساواك اسناد از يكي در.بازميگشت اسلامي انقلاب
خوئينيها موسوي محمد با تلفن با خميني (امام) پسر":است
را خميني مصطفي فوت واقعه و ميگيرد تماس جماراني امام و
كليه و دادند اطلاع جماراني امام خوئينيهاو به ابتدا
".ميشود داده نفر دو اين به خميني (امام) دستورات
احمد سيد حاج مرحوم امام با خوئينيها رابطه درواقع
در كه روحانياني از ديگري تعداد همراه به او و بود خميني
حلقه كردند ، تاسيس را مبارز روحانيون مجمع بعد سالهاي
مبارز ، روحانيت بزرگتر حلقه پيرامون در كه بودند كوچكتري
ديده به آنان به نيز امام و ميكردند ياري را امام حضرت
حلقه يا اول حلقه در.مينگريست خود نيروهاي وفادارترين
آيتالله بهشتي ، محمد شهيد مطهري ، مرتضي شهيد بزرگتر
شهيد اردبيلي ، موسوي آيتالله هاشمي ، آيتالله خامنهاي ،
به كه) داشتند قرار مفتح محمد شهيد و باهنر محمدجواد
كوچكتر حلقه يا دوم حلقه در و (شد معروف مبارز روحانيت